spacer

مشق شب

spacer

Friday, January 03, 2003

سيم بريده سازم را
دوباره تعمير مي كنم
با شيوه اي تازه دوباره مي حوانم
سرود قديمي عشق را
با دسته اي بنفشه
باغ را
از خواب زمستاني
بيدار مي كنم
كابوس بلبل را
با بوي گل سرخ
به رويا بدل مي كنم
و
كنار تو مي نشينم
چشمانت تقويم روز هاي گذشته است
روزهاي تلخ
اين روزها را
از نگاه تو چگونه جدا سازم؟

××××××××××××××××××××××××××

مسافر خسته نشست
با كولباري از غم و شادي
خنده و حسرت
شهامت و ترس
گفتم چرا لبريز از تضاد؟
گفت: زندگي ابنست!!!!!!!!!!

××××××××××××××××××××××××××


Comments: Post a Comment
spacer